مأخذ تكرار كرد و گفت كه آرنولد ويلانووايي (سيزدهم ـ 2)، عملاً شمشهاي طلا ساخته بود.
اين داستان كه بهخودي خود ارزشي ندارد، بارها در نوشتههاي حقوقي تكرار شد. الدرادو و جوواني، عليرغم معلومات حقوقيشان به يك اندازه قادر به درك درستي يا نادرستي كيميا بودند. متأسفانه شهرت حقوقي آنان موجب رواج نظريات بيارزششان شد و از اينرو، مورخ بايد اين را در نظر داشته باشد.
مهمترين آثار جوواني بهصورت شرح مجموعهقوانين شرع است: مطالب نو دربارهٴ فتاوي، حاشيه بر كتاب ششم فتاوي، تازههايي دربارهٴ كتاب ششم، حاشيه بر فتاوي كلمنس پنجم. اين آخري در سال 1326 نوشته شده است. او شرح حال قديس جروم (هيرونيموس) را نوشت. آخرين يا يكي از آخرين آثارش، كه در سال 1346 نوشته يادداشتهايي بر آيينهٴ حقوقي
گيوم دوران (سيزدهم ـ 2) است و حاصل پنجاه سال مطالعه، بهعلاوهٴ استفاده از آثار ديگران، بهويژه الدرادوست.
شهرت آثار جوواني از تعداد نسخههاي خطي و چاپهاي قديم آنها پيداست. بيش از 83 چاپ در سدهٴ پانزدهم از آثار او صورت گرفته است. آنها گرچه به حقوق شرع اختصاص دارند، ولي علت تأثيرشان در جريان قضايي و ارزششان براي مطالعهٴ تاريخ حقوق، به حقوق عمومي مربوط ميشود.
آلبريكـو دا روشيـاتـه
آلبريكو دا روشياته،1 حقوقدان ايتاليايي (متوفا 1354).
آلبريكو در پادوا نزد اُلدرادو دا پونته به تحصيل حقوق پرداخت (حدود 1307 ـ 1310) و درجهٴ دكتري بهدست آورد، ولي هرگز تدريس نكرد. او به كار حقوقي پرداخت، در كارهاي عمومي برگامو شركت جست و به اصلاح وضع آن كمك كرد. در سال 1340 براي مذاكرات صلح با پاپ بنديكتوس دوازدهم به آوينيون فرستاده شد. در آوريل سال 1350 به رم رفت. در سال 1354 در برگامو وفات يافت.
او دو رسالهٴ كوتاه در دستور زبان نوشت. يكي درباب املا و ديگري درباب تلفظ. برخي آثار حقوقي را نيز تفسير كرد و مجموعهاي از سوٴالات درباب امور اداري برگامو را گرد آورد. ولي شهرتش بهخاطر دو فرهنگ است، يكي راجع به حقوق مدني و ديگري راجع به حقوق شرع، كه عليرغم ضعفشان سخت مورد تحسين قرار گرفتند. اينگونه فرهنگها بايد مورد مراجعهٴ مورخ علم قرار گيرد، چون در آنها ممكن است نظر حقوقي افراد آن زمان دربارهٴ مسائلي از قبيل اخترگويي، كيمياگري، طبابت و غيره منعكس شده باشد. در مورد كيمياگري، آلبريكو نظر الدرادو دا پونته و آندريا دو رامپينيس ايزرنيايي، موٴلف رسالهاي در حقوق فئودالي و متوفا در سال 1353 را تكرار ميكند. كيمياگري اگر از جادوگري بركنار باشد، هيچ عيبي ندارد؛ طلاي